مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشق به غربت
مثل مجروحی به مرحم

مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشق به غربت
مثل مجروحی به مرحم


سرنوشت
را
نمیتوان
از
سرنوشت

جوینده ی عشق بی عدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا میگردد
هرکس نه عاشق است رد خواهد بود

این عمر باقی مانده را در راه تو پرپر کنم

وقتی مرا به خاک سپردی
برایم هفت فانوس روشن کن
به نیت هفت بار که دیدمت
و دعا کن
که مستجاب میشود!

گفتم از تو می ترسم یه وقت بری و تنها شم
از این هجران از این دوری منم همدرد ابراشم
گفتم اگه من مردم چقدر به من وفاداری؟
عشق را به فراموشی چند روزه تو میسپاری؟
گفتم تو که میدونی سر خاک تو میمیرم
ولی تا لحظه ی مردن دل از تو نمیگیرم
گفتی نگفتم از غم عشقت دارم دیوونه میشم
حالا دیوونه گی هامو تماشا کن
گفتم عاشق دیوونه گیهاتم بلا گردون چشاتم
گفتیم و سفر کردیم
از دشت شقایق ها با عشق گذر کردیم
گفتی وقتی پاییزه همه دنیا غم انگیزه
با اون برگا که میریزه گل عشقت نمیریزه
گفتم گل عشق من خزونو دیده گل داده
تمام دلخوشیش اینه زیر پای تو افتاده
