تبليغاتX
دنیای من - سرنوشت

دنیای من

سرنوشت

خنجر برام بیارید من از تبار دردم

عمریه بی طلوعم مثل غروبی سردم

آینه دار غربت با آدما غریبه

حوای چشمای من در حسرت یه سیبه

تاریکه سرنوشتم فانوس من شکسته

عمریه بغضی سنگین راه گلومو بسته

از شب به شب رسیدم از کوچه به بن بست

آی آدمای سرخوش جایی برای من هست؟

شبگرد قصه ی عشق تنها و بی پناهم

اشکم رو گونه ها تون من سردی یه آهم

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 20:14  توسط دختر بهار  |