تبليغاتX
دنیای من -

دنیای من

در غریبی ناله کردم کسی یادم نکرد

                                       در قفس جان دادم و عشق آزادم نکرد

شعرا که قابل نداره

اما همش واسه خودت فقط نوشتم اینارو به خاطر تولدت

وصال تو خیالیه وای که دلم چه حالیه

یادت میاد بهارمون

دلای بی قرارمون

قایم شدن تو کوچه ها

دور از نگاه بچه ها

بازیهای عروسکی آخ که چه حیف شد کودکی

یه کم برس باز به خودت

میخوام بیام تولدت

اون وقتا این جوری نبود

راهت به این دوری نبود

حالا که عاشقت شدم نیستی دیگه مال خودم

پاییز چه فصل زردیه

عاشقی چه دردیه

گم شده باز بادبادکم

تو تو نمیای به کمکم

میخوام دستاتو بگیرم

تو بمونی من بمیرم

عاشقی هم نوبتیه آخ که چه بد عادتیه

.....

این شعر ادامه داره انجاهاش قشنگ بود نوشتم. از مریم حیدر زاده هستش.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 22:50  توسط دختر بهار  |